گل منى.....
گل من گريه مکن که در آيينه اشک تو غم من پيداست
قطره اشک تو داند که :غم من درياست
گل من گريه مکن
سخن از اشک مخواه که سکوتت گوياست
از نگه کردنت احوال تو را مي دانم
دل غمزده ات بینوایی تنهاست
گل من گريه مکن
اشک تو صاعقه است
تو به هر شعله چشمان ترم مي سوزي
بيش از اين گريه مکن
که بدين غمزدگي بيشترم مي سوزي
من چو مرغ قفسم تو در اين بال وپرم مي سوزي
گل من گريه مکن
که در آيينه اشک تو،غم من پيداست
قطره اشک تو داند که:غم من درياست
دل به اميد ببند،نا اميدي کفر است
چشم ما بر فرداست
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط ب- رامک
|