غروب............
گفته بودی که در یک غروب بارانی می آیی.
حالا صبح است یا غروب نمی دانم
آسمان دل من که بارانی ست.

وقتي دلم برات تنگ مي شه مي رم پشت ابرا گريه مي کنم
پس هر وقت ديدي بارون مي ياد بدون دلم برات تنگ شده
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت ۳ ب.ظ توسط ب- رامک
|